جدایی روان شناختی از والدین و پیشرفت تحصیلی: یک پژوهش درباره تفاوت های جنسی و فرهنگی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه کارلتن، اتاوا

3 دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه تهران

4 کارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه تهران

چکیده

نقش جدایی روانشناختی به معنای دستیابی به یک احساس مستقل از خود بدون نیاز به قطع رابطه با والدین در سازش یافتگی فردی نوجوان یا بزرگسال در فرهنگهای مختلف به اثبات رسیده است. در این پژوهش، وضعیت جدایی روانشناختی و مؤلفه‌های چهارگانه آن (استقلالهای هیجانی، کنشی، تعارضی و بازخوردی) در ارتباط با پدر و مادر و همچنین مشارکت این متغیرها در پیشرفت تحصیلی دانشجویان بررسی شد. بر مبنای تکمیل پرسشنامه جدایی روانشناختی‌ هافمن توسط نمونه‌ای به اندازه جامعه در دسترس و متشکل از 174 دانشجوی مجرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب که به علت اشتغال به تحصیل از والدین خود جدا شده بودند، نمره کلی جدایی روانشناختی و ابعاد مختلف آن مشخص و براساس نمره‏های ترمهای مختلف؛ شاخص پیشرفت تحصیلی نیز محاسبه شد. تحلیل نتایج تفاوت معنادار بین دو جنس و استقلال بیشتر پسران را در سطح کلی جدایی روانشناختی و در سطح مؤلفه استقلال هیجانی نشان داد. رگرسیون پیشرفت تحصیلی بر جدایی روانشناختی فقط در گروه پسران معنادار و درصد واریانس قابل پیش‌بینی برابر با 13 بود. مقایسه میانگینهای نتایج دانشجویان ایرانی با نمونه‌ خارجی، پایینتر بودن سطح استقلالهای هیجانی، تعارضی و کنشی و بالاتر بودن سطح استقلال بازخوردی در نمونه پژوهش را نمایان کرد. این یافته‌ها با آشکار کردن سطوح مختلف ارتباط بین مؤلفه‌های جدایی روانشناختی با پیشرفت تحصیلی، ضرورت توجه به ابعاد مختلف این جدایی را با در نظر گرفتن نوع استقلال و جنس آزمودنیها و والدین برجسته کرد.

کلیدواژه‌ها