برجستگی مرگ و حرمت خود: یک مطالعه آزمایشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی

2 دانشیار دانشگاه تهران

3 استادیار دانشگاه آزاد واحد زرند

چکیده

نظریـه‌های مدیریت وحشت (گرینبرگ، پیزینسکی و سولومون، 1986) و ذهن پردازشگر هیجانی (لانگز، 2004) معتقدند که تهدید مرگ بنیادی‌تریـن و مهمتریـن منبع ساختارهای روان‌شنـاختی سازش‌یافته و سازش‌نایافته مانـند حرمت خود بالا و پایین است. در این پـژوهش تأثیر روش برجستگی مـرگ (روزنبلات و دیگران، 1989) بر حرمت خود بررسی شد. یک نمونه شامل 91 دختر و 128 پسر دانشجوی دانشگاه تهران به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی به دو پرسش در باره موضوع برجستگی مرگ و گروه کنترل به دو پرسش غیرمرتبط با موضوع برجستگی مرگ (پیزینسکی و دیگران، 1999) پاسخ دادند. سپس هر دو گروه مقیاس حرمت خود روزنبرگ (روزنبرگ، 1965) را تکمیل کردند. یافته‌ها آشکار ساختند که حرمـت خود گروه آزمایشی به طور معناداری از گروه کنترل بالاتر بود (03/0=P). نتایج براساس نقش مرگ در ساختار روان‌شناختی فرد بحث شدند.

کلیدواژه‌ها